برایِ دیدنِ تارنمایِ شورایِ ملی‌ ایران و حمایت از منشورِ پیشنهادی در صورتِ تمایل، خواهشاً رویِ تصویرِ بالا کلیک کنید

۱۳۹۲ خرداد ۲۴, جمعه

هشتاد سال پیش در چنین روزی حماسه راستین ۲۵ خرداد رقم خرد - اما امروز در کجای تاریخ ایستاده ایم ؟


به یاد دارید امروز چه روزی ست؟
روز حماسه یِ سیاسی ؟ روزی که بنفش شده ایم و میخواهی حماسه خلق کنیم؟ نـــه !

این روز سالروز 25 خرداد (1315ش)؛ است که در چنین روزی حماسه یِ راستین در ایران نمود پیدا کرد ، حماسه یِ سترگ فرهنگی برای بهروزی ملت زنگار زده و تحمیق شده
در این روز :
"آموزش اجباریِ تحصیل بزرگسالان در ایران بدستور شهریار فقید ایران رضاشاه بزرگ آغاز شد"

پس از دستور رضاشاه بزرگ، وزارت فرهنگ ایران (آموزش و پروش، فرهنگ و علوم، ارشاد و هنر) 25 خرداد 1315 (15 ژوئن 1936) در سراسر کشور اقدام به ایجاد کلاس درس برای آموزش بزرگسالان کرد و شرکت در این کلاسها را (در مناطقی که کلاس دایر می شد) برای اتباع 18 تا 40 ساله که خارج از مدارس بودند اجباری اعلام داشت. این کلاسها به مدارس اکابر (بزرگسالان) شهرت یافته بود. کار مدارس بزرگسالان که در آنها روزنامه رایگان هم توزیع می شد با یک وقفه کوتاه در اوایل اشغال نظامی ایران و بویژه به سبب شیوع بیماری تیفوس از سر گرفته شد و کاملاً رایگان بود.

ایران نوین وامدار اوست ، پس از 1400 سال از گذشت شهریگری ایرانشهر این مرد دوباره مفهوم ملت-دولت که از آن به عنوان مدرن نام میبرند را زنده کرد. «فرهنگ ملی / زبان ملی / دولت ملی»

پهلویسم به معنای سکولاریسم، مدرنیسم و نشنالیسم باید پاس نگاه داشته شود زیرا که این سه ویژگی نیک مشخصه ایست برای این پرانتز آبی در تاریخ ایران که دوست و دشمن بر آن صحه میگذارند .

هم میهن امروز پس از چند دهه در کجای تاریخ ایستاده ایم؟

بگذریم ... فضا چقدر روحانی شده امروز! احساس نمیکنید؟!

نویسنده = آوش خرمدین 


۱۳۹۲ خرداد ۲۲, چهارشنبه

اطلاعیه های بیستم و بیست و دوم خرداد ۹۲ از شورای ملی ایران

در این برگه دو اطلاعیه اخیر شورای ملی ایران پیرامون حضور سخنگوی این شورا، شاهزاده رضا پهلوی، را میبینیم. یکی حضور ایشان به عنوان سخنگو و دیگر اعضای شورای عالی از این نهاد در مجلس عوام انگلستان به تاریخ بیستم خرداد ۹۲ و سپس حضور  در مجلس ملی فرانسه به دعوت یکی از نمایندگان مجلس، آقای فیلیپ کوشه، به تاریخ ۲۴ خرداد ۹۲. این اطلاعیه ها از  در صفحه شورای ملی ایران در فیسبوک منتشر یافت. 






هشیار باشیم جمعه فریب نخوریم !


این روزها دوباره انتخاباتی در کارست و بازار داستان قدیمی «مشارکت» و «تحریم» با استدلال هایی تقریباً مشابه از هردوطرف با انتخابات های سالهای گذشته نسبتاً گرم است. در ابتدای این نوشته فرض میگیریم که یکی از کاندیداهای مورد نظر ما «حق » مطلق» و «ناجی واقعی ملت» است که در این انتخابات نامزد شده تا کشور را از تمام خطرات هولناک برهاند، آیا اصولاً این کاندیدا در این رقابت امکان پیروزی دارد؟ و در پایان این نوشته کمی کارنامه ی همین "ناجی ملت و مملکت" را بررسی میکنم 

یک رقابت عادلانه مسابقه ایست که داور آن مستقل از طرفین شرکت کننده در مسابقه باشد. رقابت انتخاباتی در جمهوری اسلامی به وضوح یک همچنین رقابتی نیست چرا که «داور» این مسابقه (یعنی کسی که قرارست رای ها را بشمارد و برنده ی مسابقه را اعلام کند) خودش یکی از طرفین مسابقه است. تنها راه ممکن برای برنده شدن در چنین مسابقه ای اینست که آن قدر فشار را بالا ببرند که داور عملاً امکانی برای حق کشی نبیند ولی آیا الان "داور" در چنین تنگنایی قرار دارد که بتوان او را مجبور به پرهیز از تقلب کرد؟

هرچند کمتر کسی شک دارد که حاکمیت از جهات سیاسی، افتصادی، اجتماعی و غیره به شدت آب رفته است ولی اگر مسائل امنیتی را در «بگیر و ببند» خلاصه کنیم (چنانکه در کشورهای دیکتاتوری اینطور خلاصه میشود)، حاکمیت به نسبت سال 88 از آمادگی امنیتی به مراتب بالاتری برخوردار است . بهترین میدان آموزشی برای نیروهای انتظامی یک کشور شرکت در میدان واقعی و تجربه آموزی از آنست. خیزش سال 88 این فرصت گرانبها را در اختیارسیستم انتظامی و امنیتی حاکمیت قرار داد که مقابله با رای دهندگان معترض را در واقعیت و در ابعاد وسیع تجربه کند، تمام حفره ها و نواقص را تحلیل کرده و رفع کند. در حالیکه اکنون حاکمیت به این درجه از تجربه در بگیر و ببند رسیده و از طرف دیگر هم طعم شیرین تقلب انتخاباتی را هم چشیده است چرا باید بیاید و این بار به رای مردم تن بدهد؟؟؟

نگارنده بعید میداند که اصلاحطلبان محترم که اغلب خودشان سالها عضو«شورای امنیت» جمهوری اسلامی بوده اند از این آمادگی و عزم جزم حاکمیت بیخبر بوده و در این وضعیت در دل امیدی برای پیروزی داشته باشند. بلکه به نظر میرسد که اصلاحطلبان با علم به اینکه شکست خواهند خورد میخواهند به دیپلمات های کشورهای خارجی مستقر در تهران نشان بدهند که کماکان مانند سال 1388 توان بسیج عمومی مردم ایران و کشاندن آنها به پای صندوق را دارند تا جهان غرب آنها را به عنوان موثرترین صدای مخالفان حاکمیت به رسمیت بشناسد (چنانکه در این 4 سال به رسمیت شناخته شده اند و هم اکنون بی بی سی و رسانه های دیگر عمدتاً در اختیار هواداران اصلاح نظام قرار دارند). از این دریچه میتوان دلیل حنجره پاره کردن های مسعود بهنود و فرخ نگهدار در بی بی سی را درک کرد. البته از دید اصلاحطلبان اشکالی ندارد که مردم به پای صندوق بیایند و در یک بازی از قبل تعیین شده شکست خورده و «عزت نفس» یک ملت ضربه بخورد و احتمالاً دوباره نداها و سهراب هایی بپاخیزند و قربانی شوند ؛ بلکه برای اصلاحیون این مهم است که به طرف غربی نشان بدهند که هنوز آنها توان بسیج عمومی را دارندو به عنوان اصلی ترین صدای مخالف خود را به طرف غربی بقبولانند.

اصلاحطلبان و مبلغین شرکت در انتخابات این روزها مداوم برمردمی که پیشینه و سوابق کاندیداها را بررسی میکنند خرده میگیرند: "امروز که حسن روحانی برای آزادسازی ایران آمده است به گذشته ی او چه کار دارید؟" که این البته به خوبی نشان میدهد که اصلاحطلبان کماکان شاگردان آن "امام راحل و عظیم الشان" هستند که میفرمود: "ملاک حال افراد است و نه گذشته ی آنها". این استدلال هم خود یکی از مضحکترین مغلطه هاییست که شاید تنها منحصر به صحنه سیاسی جمهوری اسلامی باشد. اصلاحطلبان نمیفرمایند که اگر بنا بر عدم بررسی رزومه و سوابق افراد باشد پس اصولاً باید با چه معیاری آن ها را شناخت و انتخاب کرد؟؟ تنها با ادعاها و وعده و وعید هایی که میدهند؟؟؟ آیا یک شرکت ساختمانی هم میتواند بدون بررسی رزومه ی متقاضیان یک کار ساختمانی تنها بر اساس ادعاهای شفاهی آنها یکی را "انتخاب" و استخدام کند؟

درکشورهایی که توانایی برگزاری یک انتخابات آبرومند را دارند، شرکت کنندگان و مطبوعات به شدت دنبال به دست آوردن سوابق کاندیداها هستند و بارها دیده ایم که یک کاندیدا به علت یک تخلف کوچک مالیاتی که بیست سال قبل انجام داده مجبور به کناره گیری از انتخابات میشود. البته علت ترس مسئولین سیاسی جمهوری اسلامی از بررسی سوابق ایشان کاملاً روشن است. آنها آن قدر نقطه های وحشتناک و تاریک در زندگی شان دارند که چاره ای به جز فرار به جلو و اینکه مردم را از"گذشته"ی مشخص و سیاه به "آینده" ی نیامده و خیالی حواله بدهند ندارند.
******************
حسن فریدون (روحانی) از سال 1344 از اعضای گروهک فدائیان اسلام بود، گروهکی متشکل از بنیاد گرایان اسلامی که مخالفین خودش را (که شامل اندیشمندانی چون «احمد کسروی» میشده اند) «دشمن اسلام» میخوانده و با چاقو و اسلحه میکشته است. حسن روحانی بنا بر ارتباط با این گروه آدمکش چندبار بازداشت شده، چند شب در بازداشت گاه خوابیده و آزاد شده است. در سال 1356که مراسمی برای درگذشت مصطفی خمینی (فرزند آیت الله خمینی که بر اثر بیماری قلبی در گذشت ولی انقلابیون تا سالها به دروغ مرگ او را به ساواک نسبت میدادند) در مسجد ارک (بازار تهران) سخنرانی کرد و برای اولین بار لقب "امام" که حداقل تا آن روز یک لقب احترام آمیز نزد اکثریت مردم شیعه ی ایران میبوده به آیت الله خمینی نسبت داد و او را "امام خمینی" کرد. وی پس از پیروزی "انقلاب" 57، در ارتش مسئول عقیدتی سیاسی شد و چه افسران کارآمد و دلیری به دست او از ارتش دستگیر و یا اخراج شدند.

. وی پس از تاسیس «شورای امنیت کشور» به مدت 16 سال (1368 تا 1384) نماینده خامنه ای در این شورا و دبیر آن بوده است. این شورا در اصل مغز متفکر امنیتی نظام ومشخص کننده ی خط مشی کلیه ارگان های انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی (از جمله وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی) بوده و هست. تصمیم گیری های اصلی در رابطه با پرونده های خونین اعتراض دانشجویی سال 1378 و ا1382 و آن کتک زدن ها و بگیر و ببندها و اخراج دانشجویان همه توسط این شورا انجام پذیرفته است که در همین رابطه بارها شاهد متلک های قالیباف (فرمانده وقت نیروی انتظامی) به روحانی بودیم. ولی شاید مشمئز کننده ترین نقش روحانی مربوط به همین دوسال پیش باشد. آنوقت که مردم از دزدیده شدن رای شان به خیابان آمدند و با تحمل تلفات زیاد و از دست دادن جوانان برومندی مانند نداها و سهراب ها، چشم انتظار حمایت اصلاحطلبان بودند .... بعید است که مردم ایران آنقدر فراموشکار شده باشند که روز 25 بهمن 1389 از خاطرشان محو شده باشد.

 به گزارش واحد مرکزی خبر ، روز 28 بهمن (سه روز پس از این حوادث) حسن روحانی تاکید کرد : "حرکت 25 بهمن گروهي فريب خورده کاملاً محکوم است و قوه‌قضاييه بايد براساس وظايف ذاتي خود نسبت به اين حرکت ضدانقلابي اقدام کند. حسن روحاني افزود: حرکت ضداسلامي و ضد ملي 25 بهمن از يک سو مي‌خواست فرياد قاطعانه ملت ايران در روز 22 بهمن را تحت‌الشعاع قرار داد و از سوي ديگر وسيله‌اي براي انحراف افکار مردم منطقه از دشمنان اصلي يعني آمريکا و رژيم صهيونيستي و شکست اخير آنان گردد. " .
*************
تصویر: این بچه فهمید و خواست از دست این آخوند جانی فرار کند ولی رای دهندگان نفهمیدند و میخواهند با پای خودشان به دام او بروند.

نویسنده : امین ایراندوست 

من رای نمیدهم!



دلیل و شرح کامل عنوان ویدئو بالا  رو میشه از زبان تک تک مردم با غیرتی شنید که یادآور جنایات، مردم فریبی ها، دزدی ها و اختلاس ها، جنگ افروزی ها و اجرای سیاست های ضد ایرانی و ضد بشر این نظام ننگین اسلامی در طی عمر ۳۵ ساله اش هستند و خواهند بود. توضیح اینکه چرا در انتصابات رژیم شرکت نمیکنم،  نزد آن ایرانیان راستینی هست که فرزندانشان، جگر گوشه هایشان را همین چهار سال پیش بخاطر اعتمادی که به حرف های فریبنده اصلاح طلبان کردند، از دست دادند. مگر میشود که ایرانی بود و مرگ هم میهنانمان در چهار سال گذشته و همچنین سراسر عمر این نظام رو که دنیا هم نظاره گر آن بود را از یاد ببریم ؟!! حتی الاغ هم که معروف به خریت و نادانی هست، از مسیری که در آن چاله ای هست دوبار عبور نمیکند تا در چاله قبلی نیوفتد! چگونه است که عده ای حالا صحبت از رای دادن میکنند ؟! چگونه است که مسعود بهنود ها، تحلیل گر بی بی سی فارسی، در خارج از ایران برای انتصابات رژیم تبلیغ میکند ؟! اگر رای امثال بهنود ها تاثیری در آینده کشور داشت، پس چرا خود بهنود ها هم حتی امنیت برگشت به ایران اسلامی را ندارند ؟! این آقایان وقیح اصلاح طلب چگونه است که دم از شرکت در انتخابات سازمان یافته ای میزنند که رژیم به دنبال دستگیری و به مجازات رساندن خودشان میباشد ؟! اصلاح طلبان مردم فریب و قدرت پرست حتی کاندیده های ریاست جمهوری دوره دهم که در حصرهستند را هم فراموش کردند! با وجود اینکه موسوی و کروبی هم در جنایات همین رژیم شریک هستند ، اما چگونه است که دیگر اصلاح طلبان آنها را هم فراموش کرده اند؟! ننگ بر گروه و دسته ای که برای رسیدن به مسند قدرت از هیچ فریب و حیله ای فرو نمیگذارد و شرم بر آنانی که هیچگاه درس و عبرتی از گذشته نمیگیرند!!

پیام آرین

۱۳۹۲ خرداد ۱۹, یکشنبه

آخوند ها هستی ایران را فدای جهان اسلام کردند - ایرانی بپاخیز و به دشمنی ۱۴۰۰ ساله با ایران پایان بده


تمام وجودم رو خشم گرفته !! این گزارش ویدئوای رو تا آخر ببینید و به اشتراک هم بگذارید ! مردم ایران چه گناهی کردند که بایستی در فقر و تنگدستی زندگی کنند، فرزندانشان از کودکی مجبور به ترک تحصیل و تبدیل به کودکان کار شوند؟! دختران تهی دست ، به تن فروشی رو بیاورند ، پدران تهی دست، کلیه خودشون رو بفروشند، آنوقت این رژیم ضد ایرانی سرمایه و سهم مردم ایران رو صرف ساخت شهرک های مسلمان نشین در مناطق جنگ زده لبنان کنند!! آخه به ما چه ؟! اینکه مناطق جنگ زده خود ایران بازسازی نمیشه ولی بجاش لبنان آباد میشه و به سوریه وام هفت ملیارد دلاری داده میشه یعنی اینکه این مملکت رو دارند میچاپند! به همین سادگی !! همانطوری که دزدی خانه شما رو میزنه، این رژیم و سردمدارانش ۳۴ سال هست که دارند از گلوی زن و مرد و جوان ایرانی در میاورند و می ریزند تو شکم لبنانی و فلسطینی ! این آخوند ها هستی ایران رو فدای جهان اسلام کردند !

مشتی که زبان ما رو صحبت میکنند ولی از ما نیستند دارند بر مردم کشور ما سلطه میکنند ! اینها هیچ وابستگی به ایران ، فرهنگ و تاریخ و مردمانش ندارند!
این آخوند ها و بردگان یقه آخوندی پوششان از ما نیستند. به پا خیزید ملت ، به تاراج و چپاول سرمایه های ایران و گسترش فقر و فحشا پایان بدید ! مردم چه زمانی میخواهید بفهمند که اسیر یک مشت تازی صفت شدید ؟ دیگر از این واضح تر؟!! ملت ترک با کوچک ترین توهینی که بهشون شد به پا خواستند اما ملت خواب رفته ما تا صحبتی از مبارزه با این رژیم میکنی میگه من سیاسی نیستم یا آرزوی آزادی و رهایی یافتن توسط کشور های دیگر چون امریکا رو دارند و در نهایت ناباوری آرزوی حمله آنها به ایران رو میکنند !! یک بخش گیج و منگ و نادانی هم که خودشون رو روشنفکر میدونند ، چون مسعود بهنود ها ، دنبال این هستند که این نظام دزد و قاتل ها رو اصلاح کنند و صحبت از این میکنند که چرا رای میدهند !!! والا فهم الاغ بیشتره که پاش رو دوبار در یک چاله نمیکنه و مسیرش رو تغیر میده !! نابود باد این رژیم ننگین اسلامی!


نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران

پیام آرین


۱۳۹۲ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

در برابر شرافت ملی ملت ترک سر تعظیم فرود میاورم, پارک تقسیم بهانه است قوانین اسلامی نشانه است


هدایت امیرور :

ملت ترک علیه دولت اردوغان بپا نخاسته " جوانان ترک بر قوانین اسلامی شوریده اند " چند روز پیش در همین صفحه نوشتم که ما ملت ایران پیشمرگان ملتهای مسلمان خاورمیانه شدیم " ما ملت ایران بر شیپور بیدارباش دمیدیم و ملتهای منطقه را بیدار کردیم و امروز خود بخواب رفته ایم " شیپورهای گوش خراش بیدار باش ملتهای منطقه هم نمیتواند ما را از خواب بیدارکند >
وقتی انقلاب مصر از کیسه مار گیری اوباما بیرون امد " به خواربارفروش مسیحی مصری سر خیابان محل سکونتم گفتم : باغوش اسلام خوش امدید... او پاسخ داد : ملت مصر " ملت ایران نیست که بر ناجی خود و به پادشاهی مانند پاهلوی ( منظورش پهلوی ) بشورد و از ریش یک اخوند بیاویزد ...!!! روزبکه اخوان المسلمین پیروزشد و مرسی از کیسه مارگیری اوباما بیرون خزید " به همسایه مصری خود گفتم : حالا چی..." دیدی گفتم ...؟ او خندید و گفت ملت مصر ملت ایران نیست... بالاخره روزیکه مردم مصر علیه قوانین اسلامی محمد مرسی بپا خاستند " هنگامی که با اتومبیل از مقابل مغازه این مصری عبور میکردم با علامت دستش اتومبیلرا متوقف کردم " شیشه را پائین کشیدم " او با لبحند پیروزمندانه ای گفت :دیدی مردم مصر مردم ایران نیست... اعتراف میکنم که خجالت کشیدم و با لبخندی تسلیم گونه براه خود ادامه دادم >
و حال شیپورچی ایرانی بر شیپورش دمید و ملت ترک را از خواب بیدارکرد و بخیابانها کشید "طیب اردوغان "حرکت قدم بقدم را برای صددرصدر جمهوری اسلامی کردن ترکیه از سالها پیش اغازیده بود " اما ملت ترک نمیدانستند اردوغان انها را بکجا میبرد " پیش از بقدرت رسیدن اردوغان ارتش ترک وظیفه حفاظت از قانون اساسی ترکیه را بر عهده داشت لذا هر دولتی که به حریم قانون اساسی تجاوز میکرد " ارتش گوش او را میگرفت و مثل موش مرده بیرونش می انداخت " وقتی اردوغان بقدرت رسیدو ارتش را سدی در فراراه برنامه های اسلامی خود میدید دست بکار شد و ارتش را متهم بکودتا کرد ژنرالها را یا زندانی یا بازنشسته کردو ژنرالهای دستپخت خود را در راس ارتش گمارد تا امروز را بیافریند" قوانین جمهوری اسلامی را در ترکیه پیاده کند و در صورت اعتراض مردم " اخوند وار خون انها را بریزد انگونه که در سال 88 در میهن ما اتفاق افتاد اما... ملت ترک هم مانند ملت مصر " مردم ایران نبودند که با شعار الله اکبر" یا حسین میر حسین بخیابان بیایند و با دستور میر حسین هم از مقابل دشمن از خیابانها بگریزند ملت ترک به کمتر از برکناری اردوغان رضایت نمیدهند و از ریش و عمامه اخوندی هم اویزان نمیشوند " امروز بعد از مصر " ترکیه است که درس مبارزه را بما می اموزد " انقلاب کردن را از ما اموختند و امروز درس مقاومت و پایداری بما می اموزند .
حال نمیدانم ایا شیپور بیدار باش مردم ترکیه ما را از خواب بیدار خواهد کرد یا ما ملت کماکان گرفتار ماده 11 شورای ملی ایران خواهیم بود " بخود خواهیم امد یا کماکان در کوچه پس کوچه های 28 مرداد 32 کالبد بیجان دو رهبر ایران را بمحاکمه خواهیم کشید...!؟ و بالاخره ایا یکپارچه برای نجات میهنمان بپا خواهیم خاست یا مائو و استالین ومحمد و علی را بخواب خواهیم دید یا سربریده حسین و دست بریده عباس علمدار را بر سر نیزه در شهر ها خواهیم گرداند ویا منتظر حمله امریکا و اسرائیل بکشورمان خواهیم نشست و در میان ملل منطقه بیش از پیش در گنداب بی غیرتی و خفت و خواری غرق خواهیم بود ...!!! اینده انرا نشان خواهد داد .

۱۳۹۲ خرداد ۱۳, دوشنبه

تقدیم به هم میهنان عزیز، قطعه فیلمی نایاب و تاریخی از زنده یاد تیمسار سپهبد نادر جهانبانی

این ویدئو که تقدیم به فرزندان تیمسار سپهبد نادر جهانبانی (معروف به ژنرال چشم آبی و عقاب آسمان ایران)، انوشیروان و گلنار جهانبانی شده است را حالا تقدیم به هم میهنان عزیز خود میکنم.
این ویدئو توسط  لیلا، دختر خاله خانوم گلنار جهانبانی ، دختر سپهبد فقید، نادر جهانبانی با استفاده از قطعه فیلمی که در آرشیو خوانوادگی داشتند که از قرار فیلم بردار آن شخصی به نام سیروس غفاری میباشد و تابحال دیده نشده بود، تدوین شده است.
در این ویدئو، تمرین سوارکاری تیمسار نادر جهانبانی و دخترش، خانوم گلنار جهانبانی را در دشت بهشت کرج میبینید. چه مهارت ستودنی ! این ویدئو اولین بار از صفحه فیسبوک خانوم گلنار جهانبانی در یادبود از پدرش پست شد.


 تیمسار نادر جهانبانی، معاون فرمانده نیروی هوایی ارتش، سرپرست تیم آکروجت تاج طلایی و مسئول تربیت بدنی و نفر اول سوارکاری ایران بود. مادر او از مهاجران روسی و پدرش تیمسار سپهبد امان‌الله جهانبانی بود. شما را به خواندن مطلبی ارزشمند درباره رشادت های تیمسار نادر جهانبانی دعوت میکنم.





در جریان درگیری و بالا گرفتن اختلافات مرزی با عراق، تیمسار نادر جهانبانی، عملیات شجاعانه Touch & Go را بر روی باند پایگاه هوایی الرشید بغداد انجام داد و با سرعت سرسامآوری در ارتفاع بسیار پایین از فراز کاخ صدام در کنار رود دجله پرواز نموده و دیوار صوتی را شکست،او سرپرست گروه آکروجت تاج طلایی بود که تشکیل شده از ماهرترین خلبانان جنگنده ایران بود. شاید هیچکس به اندازه صدام حسین ، رئیس جمهور وقت عراق از اعدام تیمسار جهانبانی خشنود نشد . روزی که در ایران تیرباران شد(22 اسفند 1357) روزنامه های عراق نوشتند: عقاب ایران تیرباران شد!

سپهبد نادر جهانبانی (1307-1357)
مادر او از مهاجران روسی و پدرش تیمسار سپهبد امان‌الله جهانبانی بود
معروف به ژنرال چشم آبی.............. قد : 190
بهترین خلبان ایران از آغاز تا کنون و از بهترین خلبانان جهان در زمان خود
معاون فرمانده نیروی هوایی ارتش و سرپرست تیم آکروجت تاج طلایی
مسئول تربیت بدنی و نفر اول سوارکاری ایران
در واقعه اروند رود بر خلاف دستور محمد رضا شاه بر روی کاخ های ریاست جمهوری عراق پرواز کرد
در زمان اختلافات مرزی ایران وعراق زمانی که توسط پنج جنگنده عراقی محاصره شده و مجبور به فرود در خاک عراق می شود در آخرین لحظه فرود با وارونه کردن ناگهانی جنگنده خود با سرعت سرسام آوری از محاصره عراقی ها گریخته و به خاک میهن باز میگردد
زمانی که جنگنده وی در آسمان شهر ساوه دچار نقص فنی شد حاضر به پرش با چتر نجات نشد و جنگنده را در جاده ساوه به زمین نشاند. پس از فرود، متخصصان نیروی هوایی و متخصصان امریکایی امکان پرواز هواپیما را یک درصد اعلام کردند و تصمیم گرفتند با جدا کردن بالها هواپیما را با تریلیر به مهرآباد انتقال دهند. وقتی ژنرال مطلع شد با حضور در محل اعلام کرد هواپیما را همین جا تعمیر و با آن به سوی تهران پرواز میکنم. به گفته شاهدان تیمسار هواپیما را به صورت میلیمتری از روی ساختمان مرگ پرواز داده و دقایقی بعد از باند مهرآباد اجازه فرود می گیرد

ژنرال را در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ در زندان قصر با حکم شیخ صادق خلخالی حاکم شرع تیرباران کردند. کمالی یکی از تفنگ چی های خلخالی بعدها گفت: تیمسار جهانبانی اجازه نداده بود چشمش را ببندند چون که می خواست شاهد پرواز گلوله ها باشد
زمانی که سپهبد جهانبانی را برای محاکمه آوردند، کاغذی بر گردنش انداختند تا جرمش را بنویسند، اما به نظر می رسید او جرمی نداشت، کسی هم پیدا نشد شهادت دهد او جرمی انجام داده. پس روی کاغذ سفید نوشتند: سپهبد نادر جهانبانی عامل فساد
در خاطرات سفیر اسرائیل آمده که ژنرال به احمد خمینی گفت: من از توی عرب ایرانی ترم.


صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را / تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
یاد بزرگمردان ایرانزمین چون تیمسار سپهبد نادر جهانبانی همواره جاوید و گرامی 

پیام آرین